برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
117
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
مسئول ، - و تا حدودى بهعنوان مأمور كنترل او - ارتباط مستقيم هريك از ولايات ايران با قدرت مركزى را برقرار مىكردند . اكنون ، ديگر نهادهاى ادارى مربوط را از نظر مىگذرانيم . ديديم كه نظارت عاليه در يك ايالت به دو قسمت تقسيم مىشد ( قسمتى مربوط به « جنگ » و قسمتى مربوط به ماليات ) و نيز اينكه حكّام اغلب حق داشتند ، نماينده ( خليفه ) در دورترين بخشهاى منطقه خويش را منصوب كنند . « 401 » اين نمايندگان در غيبت حاكم هنگام لشكركشىها ، « 402 » همچنين از زمان عزل وى تا ورود جانشين او ، مسئوليت وى را برعهده داشتند « 403 » بنابراين كار اصلى آنها از نظر زمانى محدود بود ، بر خلاف آنها « مشاور » حاكم مأمورى دايمى بود اما عناوين مختلفى داشت . اغلب بهعنوان « منشى » ( كاتب ، دبير ) خوانده مىشد ، « 404 » در
--> - بين النهرين در Lokk . 143 - 191 ، و نيز : Salomon DodGoitein : A turning point in the history of the Muslime state ( Apropos of Ibn al - Muqaffa's Kitab - as - Sahaba ) , in der Islamic Culture , xxIII ( 1949 ) S . 120 - 135 ( كه ساخت و مفهوم « آموزش تشكيلات » را براساس مطالب مندرج در كتاب مذكور مورد بررسى قرار مىدهد . ( 401 ) . ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ، ص 132 و بعد ( حدود سال 180 ه / 796 م : طبرستان ) ؛ ص 157 ( سال 240 ه / 55 - 854 م : تعيين نمايندگان مختلف در هر بخش طبرستان تحت نظارت عاليه حكام طاهريان ) ؛ حمزه اصفهانى : تاريخ سنى ملوك الارض و الانبياء ، ص 147 ( در حدود سال 256 ه / 870 م در همانجا ) - عوفى نيز راجع به اصول و قواعد ادارى ، حكاياتى دارد : جوامع الحكايات ، ص 161 - 153 ، شماره 5640 - 363 ( 402 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1180 ، 1218 . 1221 ( سال 86 ه / 705 و نيز 91 ه / 710 م در مرو با حاكمى براى جنگ و ماليات ) ؛ ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ( حدود سال 189 ه / 805 م : آمل ) ؛ بيهقى : تاريخ ، ص 440 ( حدود سال 424 ه / 1033 م : در غزنه ، در اينجا عنوان اين نماينده « رايت عالى » - پرچم بلند ) است ؛ حسينى / چاپ براون ( حدود سال 457 ه / 1065 م : البارسلان سلجوقى براى هر شاهزاده ) . ( 403 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، 155 ( سال 51 ه / 671 م در خوارزم ) ، ص 1767 ( سال 125 ه / 743 م همانجا ) . طاهريان به وضوح اين حق را براى نمايندگان قايل بودند كه آنان بتوانند حكام زيردست خود را مستقلا منصوب كنند : تاريخ سيستان ، ص 189 . ( 404 ) . ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ، ص 191 ( سال 281 ه / 894 م : رى ) . - درباره نمونهء ساسانى آن رجوع كنيد به : . Pigulevskaja , Viz . 212 f